ترنم بهار

خاطرات شعرها دلنوشته ها و.............یک دخمل گل

روزمادر مبارک

باعشق درگوشت نجوا کنان ترانه یه مادری را زمزمه می کرد



بامهر تورابه آغوش مادرانه دعوت می کرد



با اشک درشب شعم چشمان سیاهت میشد



با غم سایه بی کسی های عمرت میشد



درنگاهش مهربانی موج میزد



دردیار عشقش بی کسی فریاد میزد



درشب های سرد پاییز تورا به گرمای وجودش می برد



تا بگوید کسی هم هست در انتظار تو


روز مادر مبارک



[ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 13:48 ] [ ترنم ] [ ]

تسلیت

درامتدادکوچه های سردپاییزی سرنوشت رقم خورد برای ترنم باران

جویبار ها راه خود خود را برای گریه پیدا کردند اه واشک از میان لاله ها سردادند

سوزسرد پاییزی رهگذران عاشق را درمیان نغمه های بهار به آغوش می کشاند

آری عاشقی خسته دل منتظر بهار بود بهاری که که باخود غم گذشته را به همراه  اورد

***********************************************************

آسوده دل به دریا نگاه می کردم به دریایی که گاه طوفانی وگاه آرام بود راز دریا چه بود که این گونه رفتار می کرد

غمش چه بود دلتنگی اش چه بود که شب هابی صدا گریه میکرد وخود را از هستی نیستی توهی وپوچ میکرد

دریا صبح بانوازش های خورشید بیدار می شد وشب همراه با نسیم سحری می خوابید روز ها ماه ها سال ها

قرن ها می گذشتند وهروز این اتفاقات می افتاد اما یک روز فقط یک روز دریا بانوازش های پی در پی خورشید بیدار نشد با

نسیم سحری شب به خواب نرفت و............................

دریا روزی فریاد زد وگفت دیدی دیدی یه روز راز من هم برملا شد دیدی این آرامش من ابدی نبودفقط خواب خیال

بود کابوس های شبانه بود دیدی دیگر خورشید نه طلوع کرد نه غروب دیدی که چه قدر بی رنگ بود  خورشید

هنگام غروب

آری دیدم همه چیز را دیدم همه را  برنوشته های قلبم به یادگار گذاشتم تا روزی از یاد نبرم رازی را که دریا از

آن می ترسید بر ملا شود آن را در ذهن خود حکاکی کردم

شهادت بانوی آلم حضرت فاطمه زهرا را بر شما تسلیت می گویم




[ یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ] [ 22:0 ] [ ترنم ] [ ]

نسیم خزان


مه عاشقی در دلم مانده

چه کنم که این قفس در دلم جامانده

قفسی تنگ در این دنیا

 عاشقی سخت در میان کوه ها

لاله لاله آرام آرام عاشقی در دلم معنا شد

زمان بی کسی دروجودم خزان شد

خزانی به تاریکی سپیده دم

عاشقی  به رنگ لاله های سرخ رنگ

در دیار عاشقی نام نیکت مانده

در میان لاله های سرخ رنگ خونت مانده

آه از بی کسی در این خزان تاریک

آه از لیلی مجنون در این روزگار غریب

دگر لیلی مجنون معنا ندارد

عاشقی دگر گذر ندارد

امان از بی کسی در شب های خزان

امان از لیلی مجنون ومهر ناپایدار

سکوت دل لب باز کرد

عاشقی را بار دگر گریان کرد

می بارد عشق از تمام وجود

تا بگوید هستم در میان غروب

آری غروب بودعاشق لیلی مجنون

آری او بود در سپیده دمان غروب


[ جمعه سیزدهم بهمن 1391 ] [ 15:33 ] [ ترنم ] [ ]

مهربان

دریا آرام بود چشمانش را به دور دست ها دوخته بود اما با اینکه خود بی کران بود نمی دانم دگر به کجا می نگریست

دریا بود ودریا ونسیمی که که مانند مادر برای دریا لالایی می خواند و موج

هایی که عاشقانه نغمه ی باران را زمزمه می کردند تا امیدی برای زنده

ماندن داشته باشند دانه های ریز باران صورت مهربان دریا را نوازش میداد


لاله هایی به رنگ سرخ روییده بودند در کنار دریا تا مانند خواهری مهربان از

او نگهداری کنند واین گونه است رسم عاشقی

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 15:9 ] [ ترنم ] [ ]

خورشید بادستان گرم خود آرام ارم زمین را به خواب فروبرد  گل ها بی رمق بر روی زمین خشکیده افتاده بودند وبا زبانی خشکیده التماس زمین می کردند تا به او آب بدهد اما غافل از این که زمین به خواب ابدی فرو رفته بود هرچه شاخه های جوان وبی برگ تقلا می کردند تاآبی به زلالی اشک ماه بیابند بی فایده بود زمین دگر برای پیدا کردن آب  تقلا نمیکرد چون سال ها بود دگر در این زمین خشک وبی آب علف  آب پیدا نمیشد....................


یادش بخیر به روز هایی که از سرسبزی چمن زار به خنده می افتادیم وروح خود را به دست نسیم می دادیم ومادری مهربان مانند بلور باران داشتیم که روح جان ما را نوازش می کرد یادش بخیر

اری  دگر آشیانه ای در آسمان وزمین نیست دگر مهر ومحبت معنا ندارد

دگر عاشقی گذری ندارد

[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 14:47 ] [ ترنم ] [ ]

/../؟./

لاله های عشق در میان دریایی سرخ




آفتاب مهر درمیان عاشقانی گمراه





دریایی مظلوم میان آفتابی سوزان



چشمانی چون کاسه خون درمیان لاله زارها




عاشقان باران می آیند در شب های تاریکی




ای کاش می شد بگویم که ای آقا کجایی



به امید فرج

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

[ جمعه بیست و چهارم آذر 1391 ] [ 11:31 ] [ ترنم ] [ ]

شهادت

ایام شهادت امام حسین <ع>را به تمام مسلمانان جهان

تسلیت میگویم

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 15:17 ] [ ترنم ] [ ]

شهادت

درمیان کوهسارهای زندگی

قافله ای دراین میان بود

نامش حسین بود

وجودش از تبار باران

لاله هایی به رنگ سرخ دروجودش نهفته بود

اشک هایی به رنگ آبی دریا گونه های سرخ اورا پرازمحبت کرده بود

قافله ای درمیان صحراوجودش را پر ازاحساس کرده بود

دریایی بی احساس لبانش را صحرایی خشک کرده بود

چشمان زیبای اوشده بودقطره ای آب برای کودکان کربلا

دشت کربلا شد کفنی برای حسین و۷۲تن لاله کربلا

شهادت امام حسین را به شما تسلیت می گویمبه امید فرج

[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 14:44 ] [ ترنم ] [ ]

ماه


دریا بی تاب است

عاشق بیدار است

ممجنون نغمه میخواند

دیوانه رهایی میخواهد

ماه دراغوش ستارگان میخوابد

عاشق هم درکناردریامیخوابد

نورماه ارامش جان است

مجنون هم دیوانه ی ماه است


[ پنجشنبه بیستم مهر 1391 ] [ 22:47 ] [ ترنم ] [ ]

رازقی

جای عشق  عاشقیست

جای حرف رازقیست

پس جای دل کجاست؟

قلبم را بین دودستانم میگیرم وبه ان نگاه میکنم

ناگهان ضربان قلبم اهسته میشود

روحم ازاد میشود چشمانم به افق خورشید می ماند

سبک بالم سبک بال

آرام هستم آرام

اما مانند کوه استوار نیستم

مانند دریا هستم گاهی طوفانی گاهی ارم گاهی غم گین

حال که به دنیا می نگرم  بین دو راهی قراردارم

نمی دانم چه کنم

یکی جاده  جاودانگی است ویکی دیگر جاده مرگ است

با خود فکر میکنم ومیگویم

هرچه باشدادم خواهد مرد پس جاده جاودانگی را انتخاب میکنم

مسیرم را بسوی جاده جاودانگی قراردادم

نمیدانم چه شد که یک اشتباه کردم

آخرین پله ی جاودانکی بود که درزیر پایم خالی شد و......

حال باریسمانی بسیار نازک خودم را نجات دادم

ریسمانی که اسمش مرگ وزندگی است

طبیعت | عکس طبیعت | تصویر طبیعت | عکس های طبیعت | عکسهای طبیعت | عکسهای زیبای طبیعت | عکس های روح نواز طبیعت | تصاویر روح نواز طبیعت | عکس های خوشگل و روح نواز طبیعت | تصاویر خوشگل و روح نواز طبیعت | عکس های دیدنی و روح نواز طبیعت| عکس های بی کران از طبیعت | تصاویر بی کران طبیعت | عکس جنگل | عکس کوه | عکس دریا | تصویر کوه | تصویر دریا | عکس های دیدنی دریا و کوه


 

[ پنجشنبه سیزدهم مهر 1391 ] [ 13:17 ] [ ترنم ] [ ]